محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
مقدمه 25
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
دارد ، و سال ترجمه بىگمان 352 است . سيصد و پنجاه سال فاصله ، با همهء امانتهايى كه كاتبان به كار داشته باشند - امرى كه بسيار نادر است - بسيارى از نكته هاى واژگانى و تركيبى و اصولى را دگرگون مىكند . و يا شاهنامهء فردوسى كه كهنترين نسخهء موجود پذيرفته ، مورخ 675 است - آنكه اخيرا باز يافته شده و به نسخهء فلورانس مشهور گشته و تاريخ 614 دارد يكباره بى اعتبار است و تاريخ آن مخدوش - . بارى ، چنان كه ياد كردم دستمايهء كار نسخه است و سپس سندها و اثرهايى كه به گونه اى با اثر مورد بررسى پيوند دارد . دوم : روش و شيوهء كار بررسى و آراستن متنى انتقادى است . جاى آن نيست كه به جزئيات بپردازم و چندگونگى روشها را - روش مستقيم و روش التقاطى و ديگر روشها - باز گويم . چون در اين زمينه نيز ، معيار مقبول مشخص گرديده است . سوم : شايستگى صاحب كار است . بىگمان دانش و بينش از نخستين شرطهاى صلاحيت منتقد و مصحح متن است . شناخت زبان ، با همهء تحولات محتمل در آن و بصارت در مضايق و پيچيدگيهاى آن . آگاهى به تاريخ و حوادث و رويدادهاى بنيادى كه در بسيار جايها مايهء ديگرگونيها و نو آفرينيها مىگردد ، و ظرافت و ذوق استنباط و دريافت . با تمهيدى كه در توضيح شيوه هاى تحقيق انتقادى به كار داشتم ، عدم دريافت شادروان بهار از اصلى بديهى و روشن ، كه بلعمى خود گزارندهء متن ترجمهء تاريخنامه نبوده است ، از مرتبت او نمىكاهد . در طول پنجاه و شصت سالى كه از روزگار تحرير مقالهء او و استنباط او مىگذرد بسيار نكته هاى بديع ، روشن گشته است . آن شادروان در آغاز راه بود ، و البته قريحهء ذاتى و ذوق خلاق او در سبك شناسى مايهء بسيار روشنگريها گرديد . اما اين همه مانع آن نيست كه اعتبار شيوه هاىنو بر حسب استقراء و آمار و مستندات ، ناديده انگاشته شود . دستبردهايى كه در جعل و بازسازى نسخه ها به تمام روى داد چون « كاپوسنامهء فراى » و « رباعيات خيام » و . . . با فراست و دها و هوشيارى دانشمند كم مانند ، شادروان مجتبى مينوى باز نموده شد . انتحالهايى كه در آثار كم نام و گم نام صورت پذيرفت ، با انتشار و چاپ متنهاى كهن ، و يافته شدن آثار و نوشته هاى پيشينيان در كتابخانه هاى اين سو و آن سوى جهان ، و تدوين فهرستهاى كتابشناسى مقدور گرديد . و البته بينشهاى اجتماعى از پس تحليل و شكافتن واقعات تاريخى ، در شناخت چهره هايى كه در هاله اى از احترام و تجليل پوشيده بود ، باورهاى ساده دلانه را دگرگون ساخت .